وبلاگ هشت پیک 8pic.ir

به وبلاگ سایت آپلود عکس و فایل هشت پیک 8pic.ir خوش آمدید

برچسب: احساس

دلنوشته ی پاییز

دلنوشته ی پاییز

چقد دنیای من بی تو غریبه چقد از رفتنت خون گریه کردم توو اشکای خودم با تو می خندم ولی توو خاطره با غصه همدردم       پاییز هم رسید ، بی تو . بی دستانِ گرمت ، بی نگاه های سوزانت ! شاید برای من غروبِ پاییز ، غم انگیز باشد ولی برای […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی درد و دل

دلنوشته ی درد و دل

دارم به حرفهایت گوش می هم . دارم وقفِ دلدادگی ات می شوم . خوب شستشو دادم ذهنم را و تو خوب فراموشم کردی . می خوام از قاعده ی آداب دور شوم . دور می شوم از احساساتم ، خسته می شوم از دو رنگی های زمانه . تحملم را تمام کردی . تو […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی یه روزی

دلنوشته ی یه روزی

دانسته هایم را به فراموشی می سپارم . می نشینم برای دلم ، کلاسِ همدردی می گذارم . به خداوندی که می ستاییم ، دیگر افسارِ دلم را روی هر درختی نمی بندم . شاید از حوالیِ همان درخت ، عبور کنی و مرا دوباره به ستوه آوری ! شایعه ی دوست داشتنت را همه […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی نفرین

دلنوشته ی نفرین

          بازم تنهایِ این شهرم بازم داغِ تنم ، از تب شلوغم ، هرج و مرجم از همه فکرات توو این شب داستانمان را ورق زدی ، تنهایی از دلم گذشتی . خدا لعنتت کند که از خاطره هایمان عبور کردی و مرا به مردابِ اشک سپردی . به خدا می […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی تو بیا

دلنوشته ی تو بیا

عزیزم : حالِ قلمم هنوز خوب است و جوهره اش هنوز نویساست برایت ! حالِ مرا نپرس ! فقط دستهایم کمی خواب رفته از کرختیِ این روزگار . دوستت دارم واژه ای نبود که برای هر کسی بر زبانم جاری شود ، تو که خوب می دانی . برای ابراز علاقه در زندگی ام ، […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی ادعا نکن

دلنوشته ی ادعا نکن

تمامِ گلهای سرخِ این دنیا هم ، تو را نفرین می کنند که اینقدر بی ملاحظه ای ! بدترین دروغهای شهر را گفته ام ، که پرستوها از تو گله مند نشوند ! مبادا کسی تو را مقصر بداند . ولی تو ، این قدر سنگدل نبودی که می بینم ! تو همان آدمی ، […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی رویای محال

دلنوشته ی رویای محال

این روزها غروب ؛ اینقدر ساکت است ! حوالیِ شرقی ترین حادثه ی قرن ، چشمانت را تصور می کنم . همانجایی که پرستوها در افق کم کم محو می شوند . این حادثه ی رفتنِ تو ، داغِ شعله های شمع را هم می گدازد . تو نمی دانی ، ولی من خوب می […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی تصور کن

دلنوشته ی تصور کن

تصور کن : برای آن روزها ، کنارِ پنجره های تنهایی ام ، امروز می گریم . تو تصور کن من شادم ، فکر کن خوشحالم . ناراحت نشوی! شاید که من ناراحت باشم . حالِ این روزهایم ، مثل همان لحظه های با تو بودن خوبِ خوب است ! فقط چند درجه ای زمانه […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی تقدیر یا تقصیر

دلنوشته ی تقدیر یا تقصیر

خزان میشوم ! غرق در افکاری که روزی ، از دهانِ تو در ذهنم نقش بست ! چه لحظه هایی ساختم ! چه خاطره هایی ! چه اشکهایی در امتدادِ غروبِ علاقه اِمان ریخته ام و تو ، بیخیال فقط تماشا کرده ای ، بی هیچ تلاشی ! امروز نمی دانم : اینجا که هستم […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸

دلنوشته ی تو آرامم کن

دلنوشته ی تو آرامم کن

غصه هایم را کم کن عزیزم دردهایم هر روز بیشتر می شوند تو که خوب می دانی ، من بی تو دیگر توان قدم برداشتن ندارم هر روز لبریز می شوم از گریه ، گم می شوم در هِق هِقهای شبانه تو آرامم کن ، من می دانم تو خود گریان تر از منی ، […]

خرداد ۶, ۱۳۹۸