وبلاگ هشت پیک 8pic.ir

به وبلاگ سایت آپلود عکس و فایل هشت پیک 8pic.ir خوش آمدید

نویسنده: تلخترین رویا

دلنوشته ی تکیه گاهم باش

دلنوشته ی تکیه گاهم باش

با دستای ظریفت باز دوباره بکش آروم رو موهای سیاهم بذار آروم بگیره ، بی قراریم بذار بازم تو باشی تکیه گاهم بیا یکبار هم شده به خاطره های کودکی ام ، رنگِ شادابی بده . آغوشت را برای لحظه ای به کودکت اختصاص بده . بگذار سر بر روی شانه های رنجورت بگذارم . […]

خرداد ۳, ۱۳۹۸

دلنوشته ی خیلی  سخته

دلنوشته ی خیلی سخته

  خیلی سخته که بدونی دیگه از چشمش ، افتادی چقد نامردی عشقِ من چه قولایی به من ، دادی ؟ سخت ترین ثانیه ها هم ، جانِ خود را کنده اند ! مطمئن باش روزگارم بهتر از روزهای با تو بودن خواهد شد ! شِماتت نمی کنم ، نفرین نمی کنم . از روزگارات […]

خرداد ۳, ۱۳۹۸

دلنوشته ی امروز

دلنوشته ی امروز

امروز اگر یادت مرا دیوانه نکند ، مطمئنم دیگر دیوانه نخواهم شد . عزیزم : امروز درست هزار و چهارصد روز است که عاشقانه دوستت دارم . اتاقم را به عشق دیدارت هر روز با شاخه ای گلِ رُز عطرآگین کرده ام . بیشترِ گلها خشک شده اند ، به انتظارِ آمدنت . میدانم مقصرم […]

خرداد ۳, ۱۳۹۸

دلنوشته ی قرار هر روز

دلنوشته ی قرار هر روز

      چشام خیسِ برای تو یه نذریِ واسِ حالم قرارِ هر روز و با اون بشم دیوونه ی عالم       برایت می نویسم : دلداده ات شده ام ، هزار بار . تو نخواه ولی من ، دیووانه تر از آنم که دلم را از راهت دور کنم . سرِ همان […]

خرداد ۳, ۱۳۹۸

دلنوشته ی آرام شدی ؟

دلنوشته ی آرام شدی ؟

دلم سوخت از این رفتن . هنوز در ناباوری پله ها را می نگرم . هنوز باورم نمی شود لحظه ای که نفسِ آخرت را کشیدی ! دردی عمیق وجودم را در هم شکست . کلاغِ شومی که از صبح ، غوغا کرده بود به محضِ جان دادنت ، پرید و رفت . مگر نمی […]

خرداد ۳, ۱۳۹۸

دلنوشته ی باید عاشق تو باشم

دلنوشته ی باید عاشق تو باشم

میگم دلتنگم امّا ، تو انگاری حواست نیس دیگه از یادِ تو رفتم ، دلم میگه عزیزم ، هیس باید عاشق بمونی تو ، باید من عاشقت باشم بدونِ لمسِ انگشتات ، چه جوری توو دلت جاشم ؟       باید عاشق ِ تو باشم . تو خودت می دانی دلم ، همیشه دلتنگت […]

خرداد ۳, ۱۳۹۸

دلنوشته ی رقص برف

دلنوشته ی رقص برف

  حکایتِ دلِ ما شده اولین های بی یاوری ! چه تلخ است . دنیای غریبگی ام را برای ، تنهاترین شبهای بی تو بنویسم . سوزِ دلچسبی از لای پنجره صورتم را نوازش میکند . دو تا چای ریخته ام ، داغِ داغ . در آن استکان هایی که دوست داری ! عطرِ بهارنارنج […]

خرداد ۳, ۱۳۹۸

دلنوشته ی آخرین روز پاییز

دلنوشته ی آخرین روز پاییز

آخرین روزای هر ماه ، بی نگات دلم میگیره پاییزم بی تو تموم شد ، این هوا داره میمیره یلدایی ترین شبِ سال هم تمام شد ، بی نفسهایت ! شب گریه هایم اوج گرفت ، در بی سرانجامیه شبی سرد ، بی آغوشت ! چمدانهای خاطره ام را بسته ام ، شاید زمستان ، […]

خرداد ۲, ۱۳۹۸

دلنوشته ی جنون

دلنوشته ی جنون

جنون حرفِ بدی با قلبِ من زد که دنبالش ، تو رو از سر بریدم با هیچ خواب آوری ، آروم نمیشم تو می دونی ازت چی ها ، کشیدم تن به همین باران سپرده ام ، دوباره ! تو راست می گویی ، قول داده بودم صبور شوم . برای چه ؟ راست می […]

خرداد ۲, ۱۳۹۸

دلنوشته ی چرا ؟

دلنوشته ی چرا ؟

تو رفتی ، خنده هامُ باد برده تمومِ هر چی که ، با عشق ساختم تو رفتی ، دائم الخمری شدم که نمیدونم چرا ، این بارُ باختم       یک مُشت خاطره های بی محتوا ، سایه وار گوشه ی ذهنم می رقصند . اینها : دیوار علاقه ام را محکم تر میکنند […]

خرداد ۲, ۱۳۹۸